مناجات 1

هو القادر

ای به وفا نور دل تار من....عزت من هستی من یار من

 

مناجات 1

هو القادر

ای به وفا نور دل تار من....عزت من هستی من یار من

صبح امید من دلخسته ای....پای دلم را به غمت بسته ای

خاطرم از یاد تو روشن بود....خاك وجودم ز تو گلشن بود

عشق تو روشنگر جان من است....عفو تو اندر خور شأن من است

جان و دلم را به غمت زنده كن....لطف بر این بنده شرمنده كن

رحم كن ای دوست بر این زاریم....عفو كن ای یار خطاكاریم

یاد تو شمع شب تار من است....عین شفای دل زار من است

از گنه ای دوست نجاتم بده....ز آتش دوزخ تو براتم بده

زاری من ناله من آه من....توبه من سوی تو شد راه من

لطف تو ای دوست نصیب من است....عشق تو ای یار طبیب من است

خلوت دل وادی سینای من....جلوه ی تو طور تجلای من

هرگز از این در تو مران بنده ات....بنده ی آواره ی شرمنده ات

در دو جهان عشق تو یار من است....لابه به درگاه تو كار من است

مست ز صهبای تو مسكین شده....عشق تواش یكسره آئین شده

كلیات اشعار مولانا فیض كاشانی




موضوع :
مناجات با خدا ,