مناجات 7

هوالحمید

 

الهی ای امید این دل زار.....مرا از شر هر شری نگهدار

الهی ای چراغ جان انسان.....ز هر دردی مرا بنمای درمان

الهی گم شدم گمگشته راه.....ز لطفت كن مرا یارب تو آگاه

مناجات 7

هوالحمید 

الهی ای امید این دل زار.....مرا از شر هر شری نگهدار

الهی ای چراغ جان انسان.....ز هر دردی مرا بنمای درمان

الهی گم شدم گمگشته راه.....ز لطفت كن مرا یارب تو آگاه

الهی ای امید این دل زار.....مرا از شر هر شری نگهدار

الهی ای چراغ جان انسان.....ز هر دردی مرا بنمای درمان

الهی گم شدم گمگشته راه.....ز لطفت كن مرا یارب تو آگاه

الهی گر چه عهد خود شكستم....در رحمت بروی خود ببستم

بدرگاهت ندارم بندگیها.....كنون دارم بجان شرمندگیها

چنانی با چنین عبدی گنهكار.....چه سازد این شكسته این تبهكار

بده راهش بلطف و مهرت ای دوست....گرفتارش مكن بر قهرت ای دوست

نظر كن بر من از پا فتاده....دو دست از بهر رحمت بر گشاده

فرا خوان این گدایت را الهی .....كه جز لطفت ندارد او پناهی

مبین او را كه بوده مست عصیان....ببین او را كه بسته با تو پیمان

پناهم ده پناه ای داور من ....نجاتم ده نجات ای یاور من

اگر چه در میانه بی نوایم.....ولی بر درگهت من آشنایم

فقیرم دل غمینم مستمندم.....تهی دستم ضعیفم دردمندم

ترا مسكین طلب دارد به یاری.....ندارد مایه ای جز اشك و زاری

كلیات اشعار مولانا فیض كاشانی




موضوع :
مناجات با خدا ,